Make your own free website on Tripod.com

غروب

 

به نام آنکه عشق را آفرید          تا سرزمین وداع آتش نگیرد

 

نفرین به این زندگی

نفرین به تمام لحظه های وداع

نفرین به شب غربت

و

به راههای بی بازگشت

نفرین به شب بی ستاره

نفرین به دریای قاتل

که هیچ وقت نمیشه محکومش کنی

ولی عزیزترین ها رو از ما گرفت.

 

تقدیم به مجید و آبجی هستی گلم

 

                                           

 

 

عشق یعنی تکرار خاطره.

 

 اولین دیدار که تا آخر عمر

 

توی ذهن می مونه               

 

و مدام تکرار میشه.

 

اکنون تو بی من در آن اتاق سرد خویش چه میکنی.

 منتظر کیستی . چشمان چشم به راحت در انتظار که بر در خیره مانده است.

 ای کاش نمیدانستم که دوستم داری.

 ای کاش این احساساتت را در پس پرده ابهام گذاشته بودی .

 ای کاش نهایت ایثارت را نمی دیدم .

ای کاش در عمل اوج ایمانت را نمی دیدم .

 کار خوبی نکردی که با من چنین کردی !

 مرا در قفس گرفتار نمودی که حتی در آن را باز هم گذاری نمیتوانم بروم.

  چرا مرا در قفس بزرگواری هایت گرفتار کردی ؟

چرا ؟؟؟؟؟ 

Text Box: ازتون میخوام با نظراتون منو تو تکمیل کردن و هر چه بهتر کردن وبلاگ کمک کنین

: پست الکترونیکی

: نظرات

دوشنبه، 2005/03/21

5:32:03 ب،ظ

Text Box: می نویسم  می نویسم از تو

تا تن کاغذ من جا دارد

با تواز حادثه ها خواهم گفت

گریه این گریه اگر بگزارد

با تو از روز عزل خواهم گفت

فتح معراخ عزل کافی نیست

با تو از اوج غزل خواهم گفت

مینویسم همه حق حق تنهایی را 

تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی

تال تو در همهمه همراه سکوتم باشی

به حریم خلوت عشق تو تنها برسی

مینویسم همه با تو نبودن ها را

تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری

تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی

تا مرا باز به دیدار خود من ببری

: نام

اگه می خوایید با حرفاتون و با نظراتون به یه مجنون دلداری بدین و وارد یه دنیای دیگه بشین پس اینجا کلیک کنین

Text Box:  اینا هم (آی-دی) های من

AMD_RH@yahoo.com
EBRU_GUNDES_MAIL@yahoo.com
Text Box: من که خوشحال می شم با شما دوستان به صورت مستقیم هم بچتم و بازم از تجربه هاتون استفاده کنم.
Text Box: نظر یادت نره

(حتی اگه .... باشه)

صفحه اصلی

درباره من

Text Box: راه هستی هر کسی پیمودورفت

عقده ای بر عقده ها افزودورفت

جز من حسرت نصیب بی قرار

هر مشقت کش دمی آسود و رفت

آتش عشقی که در دل داشتم 

سوخت جانم را و خود شد دود و رفت

مرد دیگر در من آن شور امید

جسم بی تاب مرا فرسود و رفت

بر مزارم بعد من خواهند گفت

شاعر شوریده بختی بود و رفت

یار بردارد فغان . کاین نا مراد

دیدگان با خون دل آلود و رفت

حاسدی ز آنسوی بگوید کای دریغ

کس ندید آزار این محسود ورفت

طایر افلاکی این خاندان

بال و چر زین خاکدان بگشودو رفت


دیگر آن دم بازگشتم. نیست نیست

ناله ای در کوه و دشتم. نیست نیست

Text Box: نظرنظرنظرنظرنظر
نظرنظرنظرنظرنظر
نظرنظرنظرنظرنظر
نظرنظرنظرنظرنظر